تبلیغات
من کی هستم ؟؟؟؟؟
من کی هستم ؟؟؟؟؟
 
قالب وبلاگ

شاگردی از استادش پرسید : عشق چیست؟
استاد در جواب گفت : به گندمزار برو و پربارترین خوشه را بیاور . اما در هنگام عبور از گندمزار ، به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی!
شاگرد به گندمزار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.
استاد پرسید: چه آوردی؟
و شاگرد با حسرت جواب داد : هیچ! هر چه جلوتر می رفتم ، خوشه های پرپشت تر می دیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین ، تا انتهای گندمزار رفتم...
استاد گفت : عشق یعنی همین!
شاگرد پرسید : پس ازدواج چیست ؟
استاد به سخن آمد که : به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور. اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی!
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت.
استاد پرسید: چه شد؟ او در جواب گفت : به جنگل رفتم اولین درخت بلندی را که دیدم ، انتخاب کردم . ترسیدم که اگر جلوتر بروم ، باز هم دست خالی برگردم .
استاد باز گفت : ازدواج یعنی همین!!

کتاب تو تویی؟! امیر رضا آرمیون


[ شنبه 27 خرداد 1391 ] [ 02:57 ب.ظ ] [ نانا ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام اسم من نازنینه و 13 سالمه و هدف وبلاگ به اشتراک گذاری داستان های کوتاه و پند آمیزه .امید وارم لحظات خوشی را در این جا بگذرونید.
نویسندگان
آرشیو مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :